![]() |
![]() |
|
| من عاشق یک اندام لاغر هستم و لاغر میشوم |
|
سلام به همه پایداران خوشگلم...
بنده ۲۰ روزی هست که اومدم ایران... و تهران هستم...کنار خانواده بسیار داره خوش میگذره.. و همچنان سنگر رو حفظ کردم و ۵۸ کیلو هستم... همه بهم التماس میکنن که دیگه لاغرتر نشم... و میگن بسه و الان عالی هستی... منم دیگه حرفی ندارم فعلا همین وزن و نگه داریم هنر کردم... همگی شاد باشید و زود زود به وزن ایده التون برسیییییید... میتی جان دلم برات تنگیده.. بوووس |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 23:43 توسط باربی آینده |
|
|
صبح: یک لیوان نسکافه
ناهار: ساعت ۶... ۲ کفگیر شوید باقالی با تن ماهی +سالاد + ماست + دوغ اضافه میکنم چایی +۳ تا شیرینی (شیرینی نداره زیاد و حیلی هم کم حجمه...یه چیزی شبیه شیرینی) آخر شب ۱ عدد موز + چند حبه انگور
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم مهر 1388ساعت 18:41 توسط باربی آینده |
|
|
در یخچال و باز کردم و مرباهای آلبالو بهم چشمک زد... این شد که..اول صبح ۶ تا البالوش رو خوردم
وای چقدر خوردم امروز... حالا تا اونجایی که یادم میاد مینویسم.. صبح: چایی شیرین +۵ بیسکوییت اولکر با مربا البالو و پنیر ناهار ساعت ۵ :نصف بشقاب برنج و یک کاسه کوچولو کرفس + نصف ژله البابو + چند قاشق ماست بعدش: چایی + ۳ اسمارتیز ۴ تا بیسکوییت توک ۱ شکلات بستنی گلکسی (تقصیر همسری شد) همین.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم مهر 1388ساعت 13:34 توسط باربی آینده |
|
|
سلاااااااااااااااااااااااااااااام... من امروز اصلا صبحانه نخوردم جاش ۱ آدامس نعنایی خوردم و تا ساعت ۳ بعد ظهر همینطوری جویدم که همسری با یک پاکت فلافل و ۲ عدد نان تازه اومد خونه... و بنده هم مشعوف شدم و ۳ یا ۴ عدد فلافل با نصف نون خوردم و چند تا خیار شور و نصف لیوان نوشابه...
حدود ساعت ۴ هم ۱ لیوان چایی خوردم با ۱ عدد اسمارتیز الان هم که ساعت ۶:۳۰ هستش وی میخوام یک چایی دیگه بخورم... شبم اگر گشنم شد تصمیم دارم میوه بخورم.. حالا یا سیب یا پرتقال و کیوی... آب هم که دارم میخورم پشت هم... دیگه همین... یعنی میشه من یک روز بیام اینجا بگم بچه ها من شدم ۵۲ کیلو و خلاص؟
راستی برم چند تا دراز نشست هم بزنم.. دیگه دارم خیلی تنبلی میکنم... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 19:4 توسط باربی آینده |
|
|
سلام خوبین... دیدم دارم خیلی میخورم.. گفتم بیام این جدول نویسی رو ادامه بدم بلکه خدا کمکم کنه دوباره روحیه ام رو پیدا کنم... و به رژیمم ادامه بدم.... که اگر این دوره پایانب رو ادامه بدم گل کاشتم.. اما من کلا اگر یکی باهام همراه باشه و مدام بهم روحیه بده خیلی تاثیر داره تو روند کاهشم ها
اگر این وبلاگ کاهش وزن تپل ها نبود.. منم الان ۵۸ کیلو نبودم.. چه بسا ۷۰ رو هم رد کرده بودم... بریم سر برنامه امروز که چیا خوردم ساعت ۱۲ بلند شدم... آخه ۵ صبح خوابیدم.. بدش ۱ لیوان چایی شیرین خوردم... (۲ قاشق چایخوری شکر)... دیگه چیزی نخوردم.. بعد.. ناهار که درست کردم ۳ یا ۴ تا قاشق خورشت کرفس خوردم که مزه ی خورشتم رو تست کنم.. بعد اندازه یه لقمه گنده ته دیگ کاهو چرب خوردم..عذاب وجدان گرفتم بعدش.. پشتش هم ۳ تا چایی + ام اند ام... چند تا هم بادام زمینی نمکی با ۳ تا پسته خوردم... الان هم که ساعت ۷ هستش و همسر جان زحمت کشیدم خوراک لوبیا فوق العاده حوشمزه درست کردن با قارچ و پیاز داغ فراوان و کره... من هم ۳تا ملاقه کشیدم و الان میخوام برم نوش کنم... فعلا همین |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 19:57 توسط باربی آینده |
|
|
خوب ماه رمصضون هم تمام شد...
این ۱ ماهه چون برنامم و ننوشتم دیگه شل شدم حسش نیست بنویسم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 19:54 توسط باربی آینده |
|
|
خوب من این چند روزه روزه بودم و افطار ها تا حد سیری هر چی دلم هواست خوردم... کتلت و سیب زمینی با پنیر پیتزا...برنج و و و .... ولی خوب دیگه افطار و شام هم یکی کردم...و بعدش چایی و میوه...ورنم امروز صبح ۵۷.۱۰۰ بود... حالا نمیدونم فردا بره بالا دوباره یا نه؟ چون پریروز ۵۸.۹۰۰ بود...دیگه نمیدونم والا..این وزنه همم از دست من دیوونه شده....
راستی چه میکنید با سریال های بی مزه ماه رمضون؟ یادم رفت یه چیر بگم... من اصلا دیگه رژیم نیستم... و فقط در این مدت از عادت پر خوری افتادم... و الان اگه ۵ تا کتلت چرب و چیلی میخورم بعدش دیگه سعی میکنم چیز های کم کالری بخورم... نه اینکه بیوفتم رو شکلات و چیپس و اجیل و شیرینی...بعد شب هم با شکم پر برم لا لا کنم... روزی ۱ وعده هم بیشتر نمیخورم... گشنم بشه خودم با چای و شیر و موز و میوه سیر میکنم.... این کاهش وزن هایی هم که دارم برای همینه.. راستی دیشی بعد از ۳ یا ۴ ماه بستنی خوردم...اونم به زور همسر
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 14:0 توسط باربی آینده |
|
|
سلام به همگی...
ماه رمضان مبارک.... نمیدونم برنامم در این ماه چطوری خواهد بود... اما میدونم زیاد تغییری نخواهد کرد... کنترل بر روی خوردن همچنان ادامه دارد فکر کنم بهتره نا آحره ماه رمضان دیگه برتامرو ننویسم... اما میام و از وضعیتم خبر میدهم.. ورن امروز صبح من:۵۹.۹۰۰ موفق باشید |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 12:4 توسط باربی آینده |
|
|
سلام بر همه... هفته جدید هم دوباره اغاز شد..
احساس میکنم هفته پیش اصلا رو فرم نبودم.. نه روحی نه جسمی... برای همین اصلا هم حوصله غذا درست کردن نداشتم واکثرا یا بیرون بودیم یا غذاهای سرخ کردنی خوردم و اماده... ایشالا خدا بخواد میخوام این هفته بیشتر رعایت کنم تا بتونم این ۳ کیلو باقی مانده را هم کم کنم و بعد ببینم چه برنامهای باید برای خودم بریزم... اگر راجب درست کردن غذاهای راحت رژیمی و خوشمزه پیشنهادی دارید ممنون میشم بگید..فقط از ماهی نگید... که حالم بهم میخوره
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 19:52 توسط باربی آینده |
|
|
خوب...با اینکه همش دارم میخورم و الان ۲ ماهی هست که بی خیال رژیم شدم و به اصطلاح در تثبیت به سر میبرم..و فقط سعی میکنم که در خوردنم رعایت کنم تا به وزن اولم برنگردم...باز هم کاهش وزن داشتم
یک چیزی هم که باید بگم اینه که برنامه غذایی من نسبت به قلب از زژیم تغییر کرده...حالا میگم چطوری: ۱-نسبت به قبل که اصلا اب نمیخوردم الان خیلی اب میخورم ۲-سعی میکنم از سبزیجات بیشتر استفاده کنم.. حتی در ماستم اسفناج میرنم گاهی وقتها نعنا و همیشه مرغ رو با مخلفاتی مثل فلفل دلمه ای و هویج و سیب زمینی میپزم... ۳.اصلا ابمیوه مصنوعی نمیخورم...طبیعی هم نمیخورم...بلکه خود میوه رو میخورم... ۴.روز ۱ یا ۲ تا میوه میخورم.. ۵.شیر بیشتر میخورم.. ۶.سعی میکنم شبها شام نخورم یا ساعت ۶ غذام رو میخورم که بعدش فقط میوه بخورم و چایی ۷.توی خونه ایروبیک انجا میدم و دراز نشست میزنم... فعلا اینا باشه تا بعدا ...حالا بریم سراغ جدول این هفته راستی من دیروز روی وزنه ۵۸.۱۰۰ بودم... ولی دیگه فعلا روی ورنه نمیرم...
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 15:47 توسط باربی آینده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
قد:163
وزن:68 کیلوگرم وزن هدف اول:60 کیلو گرم وزن هدف دوم:55 کیلوگرم شروع رژیم:8 اردیبهشت 1388 وزن من در 19 اردیبهشت:62.600 وزن من در 27 اردیبهشت: 61.800 وزن من در 31 اردیبهشت :60 ورن من در 16 تیر: 59.900(در تثبیت به سر میبرم) وزن من در 28 تیر: 59.200 ورن من در 5 مرداد:58.400 وزن من |
| پیوندهای روزانه |
|
محاسبه حداقل کالری روزهای رژیم من مقدار کالری در 100 گرم calorie کالری کرمانی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 |
|
RSS
|